کتابخانه عمومی شهدای روستای علی آباد

کتابخانه عمومی شهدای روستای علی آباد | آذر ۱۴۰۱

کتابخانه عمومی شهدای روستای علی آباد
لطفا از تمام مطالب دیدن فرمایید.

معرفی کتاب: چگونه صحبت کنیم تا کودکان گوش کنند و چگونه گوش کنیم تا کودکان صحبت کنند

عنوان: چگونه صحبت کنیم تا کودکان گوش کنند و چگونه گوش کنیم تا کودکان صحبت کنند

پدیدآور: ادل فابر، الین مازلیش

مترجم: مریم داداش‌زاده، لیلی کامیاب

این کتاب در درجه اول یک تلنگر جدّی و عمیق به والدین است، با خواندن کتاب والدین در می‌یابند که چقدر از میزان مخرّب بودن برخی رفتار و گفتارشان با فرزندان غافل بودند و چه میزان از استمرار رفتار و گفتاری که تأثیرات مثبت و سازنده بر کودک دارند نیز غفلت دارند!
سبک نگارش کنار بسیار کاربردی است و کتاب به هیچ وجه حالت انتزاعی ندارد، مخاطب دقیقاً می‌داند اگر مثلا به دنبال این است که فرزندش از پرخاشگری دست بر دارد باید چه کارهایی انجام بدهد و چه کارهایی انجام ندهد یا اگر کودک تمایل چندانی به ارتباط‌گیری عاطفی عمیق با والدینش ندارد علت را باید در چه اموری جستجو کرد؛ یا اگر می‌خواهیم بدون تنبیه یا تحکّم و داد و فریاد فرزندمان را به کاری که دوست ندارد وادار کنیم از چه راهکارهایی می‌توانیم استفاده کنیم؛ یا چگونه بدون پرخاش و عصبانیت و ابراز خشم به کودک تفهیم کنیم که از کاری که کرده ناراحت هستیم.
روش‌های جایگزین تنبیه، بهترین و کارامدترین روش‌های تحسین و تشویق، راهکارهای جلب همکاری و مشارکت در کودک و بهره‌گیری از بازی در تربیت، برخی دیگر از مطالب ارزشمند کتاب است که حجم انبوهی از مثال‌های متنوّع و به شدّت کاربردی بیان شده‌اند.



تاريخ : ۱۴۰۱/۰۹/۱۶ | ۸:۴۱ ق.ظ | نویسنده : |

معرفی کتاب :من هلن کلر هستم

عنوان: آدم‌‌های معمولی دنیا را تغییر می‌دهند: من هلن کلر هستم

پدیدآور: برد ملتسر

مترجم: شبنم حیدری‌پور

من هلن کلر هستم و اجازه نمی‌دم هیچ چیز جلویم را بگیرد
از دوسالگی به علت ابتلا به یک بیماری نادر برای همیشه نابینا و ناشنوا شد. اولش ارتباط برقرار کردن با دیگران برایش بسیار سخت و بی‌نتیجه بود اما بالاخره با کمک معلم خصوصی‌اش، «آن سالیوان» توانست از طریق لمس کردنِ چیزها با جهان خارج ارتباط برقرار کند. خیلی در سراسر دنیا او را می‌شناسند و همت و پشتکارش را تحسین می‌کنند. او کسی نیست جز هلن کلر.
کتاب «من هلن کلر هستم» از مجموعه «آدم‌های معمولی دنیا را تغییر می‌دهند» سرگذشت این بانوی موفق را با زبانی ساده و به کمک تصاویری زیبا و جذاب روایت می‌کند.
بعضی از آدم‌ها طوری زندگی می‌کنند که انگار هیچ مانعی نمی‌تواند جلوی پیشرفتشان را بگیرد. این‌ها ابرقهرمان نیستند، بلکه آدم‌هایی معمولی‌ هستند که ثابت می‌کنند هرکس با پشتکار و علاقه می‌تواند قهرمان زندگی خودش باشد. هلن کلر هم یکی از همین قهرمان‌هاست که خواندن ماجرای زندگی‌اش در این کتاب بسیار جذاب و الهام‌بخش است.



تاريخ : ۱۴۰۱/۰۹/۱۶ | ۸:۳۰ ق.ظ | نویسنده : |

ولادت

ولادت با سعادت حضرت زینب (س) پیام آور کربلا

و

روز پرستار گرامی باد



تاريخ : ۱۴۰۱/۰۹/۰۹ | ۱۱:۳۴ ق.ظ | نویسنده : |

معرفی کتاب بانوی صبر و استقامت

معرفی کتاب بانوی صبر و استقامت

کتاب بانوی صبر و استقامت نوشته ی سرکار خانم معصومه قربانی اثر ارزشمند است برای عموم علاقه مندان به اهل بیت عصمت و طهارت

این کتاب دارای نه فصل می باشد

فصل اول : نسب و خویشاوندی حضرت زینب کبری (س)

فصل دوم: دوران تولد و کودکی حضرت زینب (س)

فصل سوم : دوران نوجوانی تا پایان حکومت علی (ع)

فصل چهارم : زینب در دوران امامت امام حسن و امام حسین (ع)

فصل پنجم : دوران اسارت اهل بیت (ع)

فصل ششم : فضایل حضرت زینب (س)

فصل هفتم : کرامات حضرت زینب (س)

فصل هشتم : حضرت زینب از دیدگاه های مختلف

فصل نهم (ضمیمه)

سلام بر زینب (س) سلام بر یادگار علی (ع) و فاطمه (س) سلام بر دومین بانوی بزرگ جهان بشریت ، سلام بر بانویی که شاید دلیل خلقت او ، خلق عاشورا باشد . حضرت زینب قرن ها پیش در شهر مدینه النبی پا بر عرصه گیتی گذاشت ستاره ی درخشانی در خانواده ی امامت بود که رشد معنوی و کمالات اخلاقیش همگان را متعجب نمود . تبحرش در علوم آن زمان به گونه ای بود که توسط فرزند برادرش ، امام سجاد لقب عالمه ی بدون معلمه به خود گرفت . نادره ی روزگار و تک ستاره زمان خودش بود که رسالت های سنگینی بر دوشش نهاده شده که کوهای استوار در مقابل صبر و استقامتش کمر خم نمودند .بانوی قهرمانی که روح علی (ع) در سینه و ردای صبر ایوب بر تن داشت و در چشم هایش فروزندگی حسین (ع) موج می زد شیرزنی که خطبه هایش چون تند باد وصاعقه ای بر تن یزید و یزیدیان ترس و وحشت افکند و قطعا اگر در واقعه کربلا زینب (س) حضور نداشت رسالت حسین (ع) هم ناتمام می ماند و آثار اسلام از بین می رفت .

سِر نی در نینوا می ماند اگر زینب نبود

کربلا در کربلا می ماند اگر زینب نبود

زینب در فصاحت زبان و بلاغت کلام همانند پدرش علی (ع) و مادرش فاطمه (س) بود و همین که چنین زنی بزرگوار راوی فدک است دلالت بر بلاغت و فصاحت او دارد .

ذوالفقار حیدری را در زبان دارد یقین

آن که می سازد عدو را سخت رسوا زینب است

آن که شام و کوفه را با خطبه ویران می کند

با لسان دلنشین ، بی ترس و پروا زینب است

از نظر فصاحت و بلاغت همان یکی دو خطبه ای که از آن بانوی بزرگوار در بازار کوفه و دارالاماره ابن زیاد و همچنین مجلس یزید در شام نقل شده بهترین و بزرگترین گواه بر این مطلب است

آن حضرت ابتدا و انتهای کلام خویش را با حمد و شکر الهی زینت می‌بخشد و این امر بیانگر نفس سلیم و مطمئن حضرت و تسلط ایشان بر خویش با وجود مصائب طاقت‌فرسای کربلا و صدمات جانکاه بین راه است. ضمن اینکه چنین آغاز و خاتمه‌ای، دلالت بر ثبات ایمان و اعتقاد استواری است که حضرت به مسیری دارد که در آن گام نهاده و با قوت و قدرت آن را ادامه می‌دهد و آنگاه به آیه‌ای تمسک می‌جوید که عاقبت مجرمین و عنادشان را در برابر آیات الهی تبیین می‌کند و این‌گونه، افکار خبیث و اوهامی را که یزید در آن غوطه‌ور است به یک باره در هم می‌ریزد و با مدهوش ساختن جمعیت در اثر چنین ضربه‌ای به سخنان روشنگرانه خویش ادامه می‌دهد.

حضرت زینب (س) سپس می فرمایند:

«سپاس خدا را که پروردگار دو جهان است و درود و سلام بر سالار رسولان. خداوند راست گفته آنجا که می‌فرماید:

«ثُمَّ کَانَ عَٰقِبَهَ ٱلَّذِینَ أَسَٰٓـُٔواْ ٱلسُّوٓأَىٰٓ أَن کَذَّبُواْ بِ‍َٔایَٰتِ ٱللَّهِ وَکَانُواْ بِهَا یَسۡتَهزِءُونَ

سپس عاقبت آن کسانی که مرتکب کارهای بد شدند، این شد که کافر شده و آیات خدا را دروغ انگاشتند و آن‌ها را به مسخره گرفتند.

ای یزید، پنداری اکنون که زمین و آسمان بر ما تنگ است و چون اسیران شهر به شهرمان می‌برند،در پیشگاه خدا ما را ننگ و تو را بزرگواری است و آنچه کردی نشانه سالاری؟

خلافت متعلق به خاندان ماست

زینب (س) با هر کلام بخشی از قصر عنکبوتی و کبریای دروغین یزید را منهدم و ویران می‌سازد. کلماتی که برای همیشه خواب را از چشم او می‌رباید و الفاظی که به شدت گزنده و خوارکننده است.

چه زیباست آنگاه که حکومت و خلافت الهی را متعلق و منسوب به اهلش می‌شمارد و یزید را در مدتی کوتاه از عمر دنیا ،غاصب آن می‌شمارد.

حضرت زینب (س) چنان سخن می‌گوید که شنونده او را حاکم و مسلط و یزید را محکوم و اسیر می بیند، در حالی که به امت اعلام می‌دارد که کیان اسلامی به‌واسطه شمشیرهای بنی‌هاشم و فداکاری‌های اهل‌بیت حفظ گردیده است.

«ای یزید، پنداری اکنون که زمین و آسمان بر ما تنگ است و چون اسیران شهر به شهرمان می‌برند،در پیشگاه خدا ما را ننگ و تو را بزرگواری است و آنچه کردی نشانه سالاری؟ به خود می‌بالی و از کرده خویش خوشحالی که جهان به کام توست و کارهایت به‌نظام؟ نه چنین نیست، این شادی ،تو را عزاست و این مهلت برای تو بلاست و این گفته خداست:

«وَلَا یَحسَبَنَّ ٱلَّذِینَ کَفَرُوٓاْ أَنَّمَا نُمۡلِی لَهُمۡ خَیر لِّأَنفُسِهِمۡۚ إِنَّمَا نُملی لَهُمۡ لِیَزۡدَادُوٓاْ إِثمَا وَلَهُمۡ عَذَابٞ مُّهِین؛ کافران می‌پندارند که در مهلتی که به آنان می‌دهیم، خیر آن‌هاست. به آنان مهلت می‌دهیم تا بیشتر به گناهانشان بیفزایند و برایشان عذابی دردناک است.

ای پسر آزادشدگان! این آیین دین رسول خد است! که زنان و کنیزانت را در پرده نشانی و دختران پیامبر را از این‌سو بدان سو برانی؟ حریم حرمتشان شکسته و نفس‌هایشان در سینه بسته، با پستی بر پشت اشتران بدون محمل! از سویی به سویی و هر روز به کویی، نه تیمار خواری دارند، نه یاری، نه پناه و غمگساری، دور و نزدیک به آنان چشم دوخته و دل کسی به حالشان نسوخته. آنکه ما را خوار می‌شمرد و به چشم کینه و حسد در ما می‌نگرد، شگفت نیست اگر دشمنی ما را از یاد نبرد

چوب نی بر دندان جگر گوشه مصطفی

زینب (س) هنگامی‌که با نمایش وقیحانه یزید که با چوب نی بر دندان‌های امام حسین (س) می‌کوبد، مواجه می‌شود، او را مخاطب قرار داده و با پردازش تصویر او در قیامت، صحنه‌ای پنهان از دیدگان را در آن‌جا به نمایش می‌گذارد. چهره پلید و گناهکار یزید در برابر حضرت رسول (س) ترسیم می‌شود و وضعیت اسفبار او در حالی که بار خون‌های اهل‌بیت و هتک حرمت خاندان پیامبر را بر دوش دارد، مجسم می‌گردد.

تو را همین بس که خدا ولی و حاکم است و رسول خدا خصم توست و جبرئیل پشتیبان ما. به زودی آنکه تو را بر این مسند نشانده و گردن مسلمانان را زیر فرمان تو کشانده، خواهد دانست که زیانکارکیست و خوار و بی‌مایه چه کسی است!

او می‌فرماید: «با چوب‌دستی به دندان جگرگوشه پیامبر می‌زنی و جای کشتگانت را در بدر خالی می‌کنی که «کاش بودند و مرا می‌ستودند؟!» آنچه را که کردی، خرد می‌شماری و خود را بی‌گناه می‌پنداری؟ چرا شاد نباشی که دل ما را رنجاندی؛ و آن چه ریختی خون جوانان عبدالمطلب بود، ستارگان زمین و فرزندان «رسول ربِّ العالمین»!

و به زودی در پیشگاه خدای متعال در برابر آنان قرار خواهی گرفت و دوست خواهی داشت که کاش کور بودی و لال و نمی‌گفتی «چه خوش بود که کشتگان من در بدر، اینجا بودند و مرا شادباش می‌گفتند و شادی می‌نمودند.» خدایا حق ما را بستان و کسانی را که بر سر ما ستم کردند، به کیفر برسان!

یزید! به خدا جز پوست خود را ندریدی و جز گوشت خویش را نبریدی و به‌زودی و ناخواسته بر رسول خدا (ص) در می‌آیی. روزی که خویشان و کسان او در بهشت آسوده‌اند و خدا آن ها را گرد هم می آورد و از بیم پریشانی آسوده‌اند. این گفته خدای بزرگ است که:

«وَلَا تَحسَبَنّ ٱلَّذِینَ قُتِلُواْ فِی سَبِیلِ ٱللَّهِ أَمواتَا بَل أَحۡیاءٌ عِندَ رَبِّهِمۡ یُرۡزَقُونَ؛ مپندار آنان که در راه خدا کشته‌شده‌اند، مرده‌اند که آنان نزد پروردگار خود زنده‌اند و روزی خورنده ‌اند. تو را همین بس که خدا ولی و حاکم است و رسول خدا خصم توست و جبرئیل پشتیبان ما. به زودی آنکه تو را بر این مسند نشانده و گردن مسلمانان را زیر فرمان تو کشانده، خواهد دانست که زیانکارکیست و خوار و بی‌مایه چه کسی است!

اگر ما را به غنیمت می‌گیری، ما در آن روز که جز کرده زشت چیزی نداری ،غرامت خود را می‌گیریم.

تصویر یزید در قیامت

در آن روز، داور خدا و دادخواه مصطفی و گواه بر تو، دست و پاهاست. اما ای دشمن و دشمن زاده خدا! من هم اکنون تو را خوار می‌دارم و سرزنش تو را به چیزی نمی‌شمارم. اما چه کنم که دیده‌ها گریان است و سینه‌ها بریان و دردی که از کشته ‌شدن حسین (س) به دل داریم، بی‌درمان. سپاه شیطان، ما را به جمع سفیهان می‌فرستد تا مال خدا را به پاداش هتک حرمت خدا بدو دهند.

این دست جنایت است که به خون ما می‌آلایند و گوشت ماست که زیر دندان می‌سایند و پیکر پاک شهیدان است که گرگان بیابان از هم می‌ربایند. اگر ما را به غنیمت می‌گیری، ما در آن روز که جز کرده زشت چیزی نداری ،غرامت خود را می‌گیریم.

تو، پسر مرجانه را به فریاد می‌خواهی و او از تو یاری می‌خواهد. با یارانت در کنار میران ایستاده، چون سگان بر آنان بانگ می‌زنی و آنان به روی تو بانگ می‌زنند و می‌بینی نیکوترین توشه‌ای که معاویه برای تو ساخت، کشتن فرزندان پیغمبر بود که به گردنت انداخت

حضرت زینب (س) یزید را به مبارزه می طلبد

آنگاه زینب (س)، یزید را به مبارزه می‌طلبد و از او می‌خواهد تمام توان خویش را به کار گیرد و امکانات خود را بسیج کند، ولی بداند که نخواهد توانست خطّ اهل‌بیت که تجسم حق و عدالت هستند و وحی الهی در آنان تجلی‌یافته است را محو نمایند:

«به خدا که جز از خدا نمی‌ترسم و جز او به شکوه نمی‌برم. هر حیله‌ای داری به کار دار و از هر کوششی که توانی، دست مدار و دست دشمنی از آستین بر آر که به خدا این عار به روزگار تو شسته نشود. قسم به آنکه ما را به وحی قرآن و نبوت کرامت بخشیده، تو هر کاری کنی نخواهی توانست نام و نشان و یاد ما را از جریده عالم بزدایی و این ننگ را از دامان خود پاک کنی.

زینب (س) شادی یزید را در کام او از زهر تلخ‌تر کرد. به مردم شام فهماند که اسلام پیش از آنکه حکومت باشد، دین است و همه در برابر این دین مسئولند و کسی که بر مسند جد او تکیه زده، قاتل نوه رسول خداست

و بدان که رأی تو بسیار سست است و روزگارت اندک و جمع تو رو به پریشانی. در آن روز که منادی بانگ بر می‌آورد لعنت خدا بر ستمگران باد. سپاس خدای را که پایان کار سادات جوانان بهشت را سعادت و آمرزش مقرر داشت و بهشت را برای آنان واجب کرد. آنان را به سوی رحمت، رأفت، رضوان و مغفرت برد. امید که جز تو کس دیگری را به خاطر رویارویی با آنان بر خاک مذلّت ننشاند و به کوره امتحان وادار نکند. از خدا می‌خواهم که پایه قدر آنان را والا و فضل فراوان خویش به ایشان عطا فرماید که او مددکار تواناست.

با سخنان زینب (س) غرور یزید بر باد رفت. زینب (س) یزید را آن قدر پست به حساب آورد که فرمود: «حتی شایسته سرزنش نیستی!» این سخنان بر خردمندی و نیرومندی روح او دلالت دارد. زینب (س) شادی یزید را در کام او از زهر تلخ‌تر کرد. به مردم شام فهماند که اسلام پیش از آنکه حکومت باشد، دین است و همه در برابر این دین مسئولند و کسی که بر مسند جدّ او تکیه زده، قاتل نوه رسول خداست.



تاريخ : ۱۴۰۱/۰۹/۰۹ | ۱۱:۳۰ ق.ظ | نویسنده : |

منابع طرح کتاب خوان آذر ماه

منابع طرح کتاب‌خوان ماه ویژه آذر ۱۴۰۱ معرفی شد

منابع طرح کتابخوان ماه، ویژه آذر ماه ۱۴۰۱ با ارائه کتاب های «خودت پژوهش کن»، «مشاهیر ایران زمین»، «ملاقات در فکه» و «نعمت جان» معرفی شد.

به گزارش پایگاه اطلاع‌رسانی نهاد کتابخانه‌های عمومی کشور، منابع طرح کتاب‌خوان ماه آذر ماه ۱۴۰۱ با هدف تبیین منویات رهبر معظّم انقلاب اسلامی برای ارتقای فرهنگ مطالعه و کتابخوانی در جامعه، دسترسی همگانی به کتاب، لزوم معرفی کتاب‌های مفید برای پرورش فکری آحاد مختلف مردم جامعه و همچنین ارتقای فضایل اخلاقی و فرهنگ عمومی از طریق مطالعه کتاب‌های مفید و فاخر، در سطح کشور معرفی شد.

«خودت پژوهش کن»
پدیدآور: خاطره بهی
ناشر: نشر طلایی
تعداد صفحات:
۱۰۴

کنجکاوی و شناخت دنیای اطراف از همان دوران کودکی آغاز می‌شود. اما ابزار تحقیق و یادگیری در آن با دوران نوجوانی تفاوت‌هایی دارد. کودکان سؤال‌های زیادی از محیط پیرامون خود دارند و یک پژوهش علمی برای رسیدن به پاسخ پرسش‌ها است. وقتی وارد مراحل پژوهش می‌شوند به یک پژوهشگر تبدیل می‌شوند.

خاطره بهی در کتاب «خودت پژوهش کن» فهمیدن مسئله، یافتن پاسخ سؤال، کشف واقعیت و توصیف یک پدیده را که از اهداف یک پژوهش است با نگارشی گویا، زبانی ساده و روان و مطالب طبقه بندی‌شده همراه با تصاویر جذاب و کاربردی بیان کرده است. راهنمایی گام به گام برای دانش‌آموزانی که می‌خواهند کار تحقیقی انجام دهند. همچنین تصویر کاربرگه‌هایی که در کارهای پژوهشی نیاز است و ایده‌های جذابی که ارائه نموده لذت خواندن این کتاب کاربردی را دوچندان کرده است.

این کتاب نگاه دقیق، درست و کنجکاوانه به دنیای اطراف را آموزش می‌دهد. نوجوان را با مهارت‌های پژوهشگری و با روش کارگروهی و استفاده درست از ابزارها و نرم‌افزارهای گوناگون آشنا می‌کند. او یاد می‌گیرد که راه درست و علمی رسیدن به پاسخ پرسش‌هایش، طی مراحل یک پژوهش است که با طراحی سؤال و روش‌های گردآوری اطلاعات آغاز و پس از آن با آزمایش، بررسی و نتیجه‌گیری ادامه دارد.

«مشاهیر ایران زمین»
پدیدآور: جمعی از نویسندگان
ناشر: آثار سبز
تعداد صفحات:
۴۸

این اثر در قالب کمیک استریپ، شرح حال تعدادی از بزرگترین قهرمانان استکبارستیز و ضداستعمار تاریخ معاصر ایران، به زیبایی روایت شده است. آشنایی مخاطب با محتوای این اثر از چند جنبه حائز اهمیت است. یکی اینکه عمق خباثت استعمارگران و مستکبرین مشخص می‌شود، دوم مخاطب در می‌یابد که برای این خاک چه جانفشانی‌های طاقت‌فرسایی صورت گرفته و چه کسانی با چه ویژگی‌هایی پرچمدار این مبارزات هستند تا الگویی برای نسل امروز باشند و از همه مهم تر با عوامل ناکامی‌های احتمالی این مصلحان و مجاهدان بزرگ آشنا می‌شوند که عبرت بزرگی برای امروز خواهد بود.

امیرکبیر، میرزای شیرازی، میرزا کوچک‌خان، سیدحسن مدرّس، رئیسعلی دلواری، نوّاب صفوی، غلامرضا تختی، شهید مطهری و سپهبدِ شهید حاج قاسم سلیمانی شخصیت‌هایی هستند که فرازهایی از زندگی‌شان در این کتاب به تصویر کشیده شده است.

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

ژنرال انگلیسی: تمام این فتنه‌ها زیر سر رئیسعلی است اگر ترورش کنیم منطقه آرام می‌شود.
یکی از جنوبی‌ها: هواخواه زیاد دارد. سخت می‌شود سر به نیستش کرد.
هربرت چیک: یعنی هیچ یک از هم‌ولایتی‌های او دشمنش نیست؟
میرزا رحمت لیلکی با چهره فکور: یکی هست که می‌شود با پول خریدش.
میرزا: غلامحسین، باعث تعجب است که در رکاب مردی می‌جنگی که پدربزرگش، پسر عمویت را کشته است.
غلامحسین: میرزا رحمت! من به خون دلواری‌ها تشنه‌ام. بالاخره یک روز حسابم را با آن‌ها صاف می‌کنم.
افسر انگلیسی: فکر کنم آن روز رسیده است. هم پول خوبی می‌گیری هم حساب صاف می‌شود...

«ملاقات در فکه: زندگی‌نامه شهید حسن باقری (غلامحسین افشردی)»
پدیدآور: سعید غلامیان
ناشر: سوره مهر
تعداد صفحات:
۳۳۵

در نخستین روز از مهرماه ۱۳۵۹، با آغاز جنگ، غلامحسین افشردی (حسن باقری) به خوزستان رفت. او در مدت ۲۸ ماه در میدان‌های جنگ از لحاظ اطلاعاتی و طراحی عملیات‌های کوچک و بزرگ به جایگاهی تأثیرگذار و کلیدی رسید و در ردیف فرماندهان رده اول جنگ بود که به دقیق‌ترین اطلاعات آگاهی داشت و می‌توانست راهکار ارائه دهد.

این کتاب به خاطرات دوران کودکی شهید باقری و بعد از آن وقایع پیروزی انقلاب اسلامی و در پایان به حضور او در جبهه‌های جنگ می‌پردازد. او هنگام شهادت در ۲۷ سالگی جوانی بود که سمت جانشینی نیروی زمینی سپاه را داشت و در ردیف فرماندهان اول جنگ بود.

غلامیان به خوبی توانسته یکی از وجوه کمترشناخته‌شده شهید باقری را نشان دهد، دوره‌ای را که او چند سال به عنوان خبرنگار فعالیت کرده و حاصل آن، انتشار یادداشت‌ها و گزارش‌هایی از حوادث مهم انقلاب است مانند حمله آمریکا به طبس.

در این کتاب از خاطرات شفاهی ۶۵ راوی بهره گرفته شده و همراه با بخش تصاویر که شامل ۳۰ تصویر از شهید، خانواده و همکاران و بخش‌هایی از کارهای انجام شده او در روزنامه جمهوری اسلامی است. این کتاب را می توان زندگی‌نامه نظامی حسن باقری نامید.

«نعمت جان (روایت زندگی صغری بستاک، امدادگر بیمارستان شهید کلانتری اندیمشک)»
پدیدآور: سمانه نیکدل
ناشر: راه یار
تعداد صفحات:
۲۰۷

کتابی عاشقانه، در خط مقدّم امدادرسانی، با قلمی روان، زیبا و مستند درباره‌ی دختری جوان در اندیمشک که از پاک کردن سبزی و عدس برای رزمندگان تا پرستاری و مسئولیت بخش بیمارستانِ مجروحینِ جنگی پیش می‌رود و پس از عاشقانه‌ای ناتمام، نذر می‌کند تمام جوانی خود را وقف مجروحین کند، حتی ازدواجش را ... .

در بخشی از کتاب می‌خوانیم:

صبح سوم مهر داشتم اطلاعاتِ پرونده‌ای را کامل می‌کردم. آقای علی‌اکبری آمد سمتمان، گفت:‌ «خواهرها، حلالم کنید.»
پرسیدم: «چی شده؟ خیره إن‌شاء‌الله؟»
گفت: «دارم می‌رم دوکوهه اسم بنویسم برم جبهه.»
یک لحظه خشکم زد. گفتم: «خانواده‌ها با یه امیدی میان اینجا و به شما ارادت خاصی دارن. اگه می‌شه شما نرو.»
گفت: «احساس می‌کنم جبهه بیشتر بهم احتیاج داره.»
نتوانستیم قانعش کنیم که بماند. خداحافظی کرد و سوار موتورش شد و رفت ... طولی نکشید ... بمباران شد ... طولی نکشید بهمان خبر رسید علی‌اکبری مجروح شده و بردنش بیمارستان راه‌آهن ... بلافاصله با دخترها بلند شدیم و سراسیمه دویدیم سمت بیمارستان ... وقتی از پیدا کردنش در بیمارستان مأیوس شدیم، تصمیم گرفتیم برویم خانه‌اش ... وقتی رفتیم داخل، مادرش داشت ضجه می‌زد و به سروسینه‌اش می‌کوبید. قبلاً مادرش را دیده بودیم. تا چشمش به ما افتاد، با گریه و شیون گفت: «خواهرهای امیرحسین اومدن ... حنا بیارید بذارم دستشون ... اومدن عروسی ... امیرحسین همیشه می‌گفت این‌ها خواهرهامن.»
علی‌اکبری درباره ما دخترها احساس مسئولیت خاص می‌کرد. همیشه سعی می‌کرد آقایانی که مراجعه می‌کردند بنیاد، ‌کمتر سمت ما بیایند و خودش کارشان را انجام می‌داد. در عوض خانم‌ها را پیش ما می‌فرستاد و خودش کمتر با خانم‌ها صحبت می‌کرد.



تاريخ : ۱۴۰۱/۰۹/۰۶ | ۱۱:۴۰ ق.ظ | نویسنده : |

معرفی کتاب زندگی یعنی . . .

معرفی کتاب

زندگی یعنی . . .

ساختن کاشانه ای گرم و صمیمی

نویسنده کتاب : کریستل پوتی کولن ، مترجم نسرین گلدار

اگه سقف دلامون یکی بشه

اگه دیوارهای جدایی بریزه

اگه تنهایی شب را بگیریم

اگه تو برای من دعا کنی

اگه من برای تو دعا کنم

خونمون بهشت می شه

عشقا رونق می گیره

شبا آفتابی می شه

این کتاب شامل بخشهای زیر می باشد .

زن و شوهر (بنیاد یک پیوند، عوامل اصلی یک پیوند) ، روابط با نسل قبل ، پدر و مادر شدن (زیر سئوال رفتن پیوند زناشویی ، شکل گیری یک رابطه جدید ، مادر شوهر/مادر زن) ، تولد فرزندان( مرز مقدس و جادویی کودکی ، نگرانی های والدین ) ، رابطه بین خواهران و برادران (کمبودهای عاطفی ، جایگیری غلط یکی از عوامل خواهر و برادری ، مقایسه ها ، همه چیز برای جلب توجه شما ) گفت و گو و ارتباط با نوجوانان (اصول یک گفتگو خوب ) ، پدر بزرگ /مادر بزرگ شدن (سیاستمدار باشید) ، وقتی خانواده غلط عمل می کند (وسعت دید نسبت به دنیای خارج ، واقع گرایی و واقع بینی ، انعطاف و سازگاری ، مهارت و گفت و گو ، هر کسی جای خودش ، اگر عامل ناکارامدی خانواده .

برای بیشتر مردم خانواده معیار و پناهگاهی مطمئن و ارزشمند است . با وجود اینکه همه در آرزوی داشتن خانواده ای با محبت و متحد و گرم هستیم اما اکثر ما در خانواده هایی پرتنش ، مظطرب ، محروم از محبت و دلسرد بسر می بریم .

نسل جوان بیشتر به روابط شخصی خود اهمیت می دهد و رابطه والدین –فرزندی بسیار محدود شده است دایره خانواده محدود شده ، تعداد فرزندان کاهش یافته و در نتیجه تعداد خاله ها ، عمو ها ، دایی ها و فرزندان آنها بسار کم شده است . اما همین گستره محدوده خانواده نیز مستلزم قانونمندی است که ضرورتا با لطف و مهربانی و اتخاذ روشهای صحیح انسانی و عملی امکانپذیر است.تحول و تکامل خانواده ها به سمت ضرورت احترام و کیفیت گفت و گو پیش می رود . اصولا همین هماهنگی رابطه است که فضای خانواده و انسجام آن را حفظ می کند .وحدت خانواده بر محور عشق و محبت استوار است . به همین دلیل با از بین رفتن مهر و پیوند عاطفی ، خانواده از هم متلاشی می شود. برای ثبات روابط هر کس می بایست تدابیر ارزشمندی بکار گیرد ، به دیگری گوش دهد و به او احترام بگذارد و به کوچکترین بهانه ، پایه های پیوند را در هم نریزد.

شناخت چرخه های زندگی خانوادگی ، مسائل و مشکلات آن را وجهه ای جهانی می بخشد.

این کتاب راهکارهای هدفمندی را به شما نشان می دهد که پاسخ متداول ترین مسائلی است که در کانون های خانوادگی مطرح می شود .

حفظ و هماهنگی خانواده مستلزم توجه بسیار و همکاری تمام افراد آن است . خانواده یک سلول زنده در حال رشد و تغییر دائم است روحیه ی باز ، انعطاف پذیری ، گوش کردن و احترام گذاشتن عوامل مهمی است که امکان زندگی ، رشد و هماهنگی و نظم و نظام دائمی برقراری تعادل آن را امکانپذیر می سازد. با خواندن این کتاب نوبت شما ست تا با بررسی و شناسایی عوامل ناکارآمدی خانواده تان پرداخته ، چرخه زندگی خانوادگی خود را اصلاح کرده به مرزهای مقدس و جادویی کودکی احترام گذاشته ، برای مشکلات خود راه حلهای ابتکاری و خلاقانه و خانوادگی پیدا کرده رابطه ای سالم ، ساده و شفاف ، متعادل و سرشار از شوخ طبعی و مهربانی در بین افراد خانواده برقرار کنید .

به امید آنکه عشق و محبت آزادانه در فضای خانواده شما به پرواز درآید.

زندگی یعنی . . .

آشتی کردن با خود و دیگران

زندگی یعنی . . .

دنیای بهتر ساختن

زندگی یعنی . . .

ساده زیستن

زندگی یعنی . . .

قدر لحظه ها را دانستن

زندگی یعنی . . .

گفت و گوی صمیمانه و بدون خشونت

زندگی یعنی . . .

هدف داشتن



تاريخ : ۱۴۰۱/۰۹/۰۳ | ۱۲:۲۶ ب.ظ | نویسنده : |
.: Weblog Themes By M a h S k i n:.